ريچارد بل ( مترجم : بهاء الدين خرمشاهى )
58
در آمدى بر تاريخ قرآن ( فارسى )
و آيات مختلف قرآن را به نحوى تعبير و تفسير مىكردند كه حاكى از جنبهء معجزهآسايى قرآن باشد . يكى از عمدهترين نكتههايى كه دراينباره مطرح كردند ، تمسك به اين امر بود كه حضرت محمد [ ص ] نه مىتوانست بخواند ، و نه بنويسد . در برداشت آيهء 4 سورهء علق ( الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ ) نيز چهبسا همين استنباط در تفسير مفسران و محققان مسلمان مشهود است . محققان اروپايى تا حدودى بر مبناى اين تعبير و تفسير ، يكچند برآن بودند كه در روزگار حضرت محمد [ ص ] ، كتابت به تازگى به عربستان راه يافته بود ، و فقط عدهء معدودى از آن علم و اطلاع داشتند ، و اين امر ، امرى معجزهآسا تلقى مىشد . و با آنكه بسيارى از مردمان ساده آن را چيزى جادويى و ماوراء الطبيعى مىشمردند ، امروزه اين نكته معلوم شده است كه راه يافتن كتابت به آن محيط ، امرى تازه و نوظهور نبوده است . معناى تحت اللفظى آن آيه و آيهء بعدى در سورهء علق اين است : « كسى كه با قلم آموزش داد ، به انسان چيزى را كه نمىدانست آموخت » . و اين عبارت را مىتوان اينگونه تفسير كرد كه « او به انسان از طريق قلم ( يعنى به مدد كتاب ) آنچه را كه به صورتى ديگر نمىدانست ، آموزش داد » . يعنى در ابتدا به وحى كتب آسمانى پيشين اشاره دارد . حتى با اين تعبير و تفسير ، كتابت چيزى است كه نوظهور و محير العقول تلقى مىگردد . هرچند مردم عادى در مكه در جستوجوى كتابت بودند ، ولى شواهد باستانشناختى نشان مىدهد كه بعضى صور كتابت ، از قرنها پيش در عربستان شناخته شده بوده است . « 1 » كتيبههايى به زبان عربستان جنوبى هست كه تاريخ آنها به بسى پيش از عصر مسيحيت مىرسد . كتيبههايى كه به الفباى نبطى ، لحيانى و ثمودى در شمال غرب عربستان پيدا شده ، به قرنها پيش از ظهور حضرت محمد [ ص ] تعلق دارد . كهنترين نمونهء خط و زبان عربى سه فقرهء مخطّطات ( graffiti ) بر ديوار معبدى در سوريه است كه تاريخ آنها به حدود 300 ميلادى مىرسد . حال آنكه چهار كتيبهء مسيحى كه پيدا شده است متعلق به قرن ششم ميلادى است . با اينكه اين شواهد اندك است ، ولى اين استنباط
--> ( 1 ) . دايرة المعارف اسلام ، ويرايش دوم ، مقالهء « عربيه » .